براساس تصمیم مرجع قانونی نجفی بیرونه مدیونتون باشم اگه یه ذره هم ارفاق قانونی ...

براساس تصمیم مرجع قانونی نجفی بیرونه مدیونتون باشم اگه یه ذره هم ارفاق قانونی بهش شده باشه دم خودم گرم به علی واولادش به هر سه تاشون حبس کشیدم سه تاشونم پسی خور کردم

آهااااااااااا پس اینجوری بوده گفتم بچه ها زود قضاوت نکنید اینه ها
رضایت شاکی هاش گرفته
راستی شاکیش که دولت بود چون به اقتصاد کشور ضربه زده بود رضایت دولت رو چجوری گرفته ؟ زیر میزی و .. نه نه اصلا من باور نمی کنم
بعد یه سوال من خودم زندانی بودم اینکه زندانی نه مرخصی باشه نه آزاد باشه نه داخل زندان باشه چجوری میشه من هنگ کردم
گفتم هرسه شون رو پسی خور کردم چون داخل زندان کسی کون این مطالب نمی ذاره هرکی قدیمی تره حرفش برش داره منم سر انتظامات و کمک وکیل بند بودم سه تاشون مخصوصا مهدی هاشمی رو ترکوندمش اون دوتا رو شپسشون زدم همین ولی مهدی رو مادر بگرید 😀😀😀
شبها بی همه چیز میومد سر کریدور مادر میتمرگید هرهر و کر کر یه شب از خواب پریدم سگ شدم یعنی یه آن دیدم مرغ زیر خوروس همچین تلاشی نمکنه که مهدی تلاش میکرد از دستم فرار کنه
رییس جهاد زندان شده بود
رییس جهاد فکر نکنید گهی بوده سر سوپور سر کارگرای زندان همین
میخواست از سالن بیرون بره کاغذش من باید امضا میکردم بالاسر باغبونا وامیساد
بعد خداییش بی ناموس تر بی غیرت تر از مهدی هاشمی من ندیدم نمیدونید چیا پشت سر خواهرش فائزه چه چرت و پرتایی میگفت واااای
دیدگاه ها (۴۴)

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.10 (روایت از زبان ...

رویداد | پارت دؤ « یک جسـ٫٫ـد أز سازمان DM افتاده بود و وئول...

رمان جیهوپ قسمت هفتم

فیک تهیونگ عشق اجبار

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

part:3{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط