عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

دلم وامانده در کاری که فکرش را نمی‌کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی‌کردم
مدار جبر هستی را فقط بیهوده می‌گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی‌کردم
خرابم می‌کند با اخم و با لبخند می‌سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی‌کردم
زمین را مثل اسکندر به حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی‌کردم
ولی هر نقـطه‌ای رفتم، شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش را نمی‌کردم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی‌کردم
دیدگاه ها (۰)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردمسرم خورده به دیواری ...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردمسرم خورده به دیواری ...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم سرم خورده به دیواری...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم سرم خورده به دیواری...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردمسرم خورده به دیواری ...

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردمسرم خورده به دیواری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط