بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که ...

🍃🦋 بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپارم از دل من کم نشده مهر تو ماهم دلبر من غیر تو دل یار نخواهم مست و خرابه عطر گیسوی توام عاشق تاب و گره موی توام رفتی و یک روز دلم بند نشده

دیدگاه ها (۲)

نشسته ام بنویسم ولی قرار ندارماگر چه منتظرم با کسی قرار ندار...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

🍃🦋بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپا...

🍃🦋بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپا...

بی خبرم از تو و من تاب ندارمبعد تو خود را به که باید بسپارما...

بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپارم...

بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپارم...

گویند نگویید سگ کوی حسینیم ما کشته ی یک گوشه ی ابروی حسینیمج...

صدایه درکع اومدباهول سریع سرموعقب آوردم وبع طرف درنگاکردم کع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط