نار قدم های جابر به زانو گرفتم سرم را

"ڪنار قدم های جابر"... به زانو گرفتم سرم را

"ڪنار قدم های جابر"... به زانو گرفتم سرم را
هوای زیارتــ گرفته دوباره همه پیڪرم را

من و یاد آن طعم شیرین تاول به ڪام قدم هام
تضاد عجیبی ڪه پر ڪرده سرتاسر دفترم را

#جـامانـدیم
دیدگاه ها (۱)

دیو و دلبر پارت ۲۷ لباسم را در مشتم جمع کردم کلی خنده و خوشح...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

پارت ۷

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

زیبای کوچک فریبکار

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط