عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

کمی از نیمه شب گذشته بود،
خودم را به خواب زدم،
چشم‌هایم را بستم ..
اما نه خواب به سراغم می‌آمد
نه چشم‌هایم به دنبالش می‌رفت ..
تنها ،
خیال تو بود و
خیال تو بود و
خیال تو ..
که تا صبح
در سیاهیِ پشت پلک‌هایم
مرا تبدیل به دلتنگ‌ترین
آدم امشب می‌کرد ...
دیدگاه ها (۰)

کانال سلام صبح بخیر :خوب کن حالِ شب‌هایم را...یک شب‌بخیرِ خُ...

شب به‌خیر  رفیق...آرزو می‌کنم امشب،دلت آروم باشه مثل یه دریا...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورممیان تا کردن لبا...

part 9

پدرم نیست ...

Sunset in My Cup : غروب در لیوان من

عاشقانه های شبنم

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط