هنوزم شبا می‌شم خیره به ماه

هنوزم شبا می‌شم خیره به ماه ؛)

هنوزم شبا می‌شم خیره به ماه ؛)
.
حال که تو نیستی از همیشه درمانده‌ترم، احساس می‌کنم تکه‌ای از من گم شده، تکه‌ای که با هیچ چیز پر نخواهد شد، چرا رفتی؟
جای خالی‌ات را با هیچ چیز و هیچ کسی نمی‌توانم پر کنم؛ بی تو رُزهای سُرخ اتاقم پژمرده شده‌اند، قاصدکم بی آنکه آرزوهایَم را بشنود با باد رفته است، گربه‌ای که در حیاط به سراغم می‌آمد به خانه‌یِ دیگری دلبسته،
" انگار با رفتنت هیچکس نمی‌خواهد بماند.. "
بی تو قلب تپنده‌ای که با بودنت طوری می‌پتید که انگار می‌خواهد از سینه‌ام بیرون بپرد حال هر از گاهی برای زنده نگه داشتنم فقط می‌زند، بی هیچ هدفی..
نفس کشیدن نیز طاقت فرسا شده،
همه چیز بی رنگ است.
تو که نیستی هیچ شوقی از برای من نیست؛ مرا از پا درآوردی قربانت شوم..
هیچگاه رفتنت را تصور نکرده بودم و حال دارم آن تصوری که با تمام قوا فرار میکردمش مرا چسبیده و زندگی‌ام را جرعه جرعه می‌نوشد..
دیدگاه ها (۰)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :(فراز 5)- اللّ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

پارت سوم._*بیگناهان*_

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

پیمان نقره ای

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط