{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چه میدانستم

من چه میدانستم
بودنت این همه حال خوش دارد
نمیدانستم وقتی فروغ میگوید مرا بپیچ در حریر بوسه ات
چه لذتی میان پیچیده شدن در حریر بوسه هایت هست
آخر از کجا باید میفهمیدم وقتی آیدا با عنوان خدای کوچک من
خوانده میشود، چه حضی میبرد
چطور باید درک میکردم در بند آغوش تو بودن عین رهاییست؟
چه میدانستم یک نفر می آید و میتواند بشود
شهرت، کشورت، خانواده ات،
من شبیه حال بودن با تو را قبل تو زندگی نکردم
اگر این روزهایم زندگیست
پس روزهای قبل آمدنت به زندگی ام را چه بنامم؟ :)
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

......//برده ی زیبا//......

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

I fell for my doctor-part 3

My lovely neighbor part : 71

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

من چه میدانستم بودنت این همه حال خوش داردنمیدانستم وقتی فروغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط