{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چه میدانستم بودنت این همه حال خوش دارد

من چه میدانستم بودنت این همه حال خوش دارد
نمیدانستم وقتی فروغ میگوید مرا بپیچ در حریر بوسه ات
چه لذتی میان پیچیده شدن در حریر بوسه هایت هست
چطور باید درک میکردم در بند آغوش تو بودن عین رهاییست؟
چه میدانستم یک نفر می آید و میتواند بشود
شهرت، کشورت، خانواده ات،
من شبیه حال بودن با تو را قبل تو زندگی نکردم
اگر این روزهایم زندگیست
پس روزهای قبل آمدنت به زندگی ام را چه بنامم؟
دیدگاه ها (۱)

بوسه بر شانه‌ هایِ برهنه‌اَتعجیب میچسبد بانو جان !

هر بار می پرسیچقدر دوستم داری؟بایک بوسه جوابت را می دهممناز ...

بےهَوا مراببوس و با “صبح بخیرت”به امروز دعوتم کن ؛شَبنمے باش...

مراتا ابد محکوم کنبه انفرادی آغوشت ..

من چه میدانستم بودنت این همه حال خوش داردنمیدانستم وقتی فروغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط