{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد

امشب آخرین دقیقه آذرماه را ورق می زنیم و شمع های روشن زرد پاییز را فوت می کنیم. شب آغاز زمستان است، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان گرد آتش گرم دوستی، نشسته اند و خاطرات دیروز را پلک می زنند. آن طرف هندوانه ای که ضربات چاقو خون سرخش را جاری کرده و این طرف مادر بزرگ که تسبیح فیروزه ای رنگش را بارها مرور می کند. همه گرد هم آمده اند تا از روزهای خوب خدا سخن بگویند و به بهانه یلدا این طولانی ترین شب سال، فارغ از پیچ و خم های زندگی همدیگر را به شنیدن خاطرات خوب خویش میهمان کنند....
دیدگاه ها (۰)

پارت اول._*بی گناهان*_

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت سومویو تهیونگ:جشن تموم شده بود، ام...

پارت 8(در عمق نگاه تو)هفت سال از آن زمان می‌گذشت و حالا تمام...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

Fourteen

@metanoiam

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط