تو ماه شدی تا دل دیوانه بسوزانی

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانی

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانی
من کور شدم تا به تماشای تو بشینم
یک عمر به دنبال توام جز تو نمیخواهم
من غرق نگاه تو شدم جز تو نمیبینم
آغاز منی تو پایان منی تو
بیمار توام مژده درمان منی تو
کور از رخ ماهت من گمشده بودم
از عشق تو گفتم تو شدی بود و نبودم
باران شدم حالت گیسوی تورا قصه کنم دانه به دانه
افسانه چشمان تو در گوش جهان تازه کنم خانه به خانه
تنها نه منم عاشق و دیوانه ی لبخند قشنگی که تو داری

منظومه بهم ریزد اگر خنده کنان پا به خیابان بگذاری
آغاز منی تو پایان منی تو
بیمار توام مژده درمان منی تو
کور از رخ ماهت من گمشده بودم
از عشق تو گفتم تو شدی بودو نبودم
یک بار تورا دیدم و دل راه به تو بخشیدم
آنقدر که تو خوبیو زیبایی و گیرایی
در شهر قیامت شده از رویت ابرویت
در خانه بمان خوب من ای ماه تماشایی...🦋🌹🦋

صبحت بخیرونیکی جاااانانم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

وقتی لب تو خنده زد

رمان عشق ممنوع

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

قسمت ۸(بخش دو)

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

Custom bride part : ۱۴

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط