شب ها را نمی دانم چگونه تعریف کنم

شب ها را نمی دانم چگونه تعریف کنم!

شب ها را نمی دانم چگونه تعریف کنم!
آخر شب هایی که تو هستی؛ یک جور اند
و شب هایی که نیستی ،جور دیگر!!
اصلا شب ها از یک ساعتی به بعد اگر خوابت نبرد دیگر باید فاتحه ی آن شب و دلت  را بخوانی!
نمیدانم چه رازی درون شب نهفته است که تمام دلتنگی ها و خاطره ها
یکدفعه هوار میشود روی آدم!
این شب ها بسیار بی رحم اند!
چه کسی شب های مهربان را دیده است؟
اصلا شب هایی که تو در آن نباشی
با ماه هم قشنگ نمیشود!
دیدگاه ها (۷)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پروانه جان

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط