پدرمیگفت

♥️پدرمیگفت:

♥️پدرمیگفت:
محبتت را به برگ ها سنجاق مزن
که باد با خود می بَرد...

♥️محبتت را به آب جویی بریز
که با ریشه ها عجین شود...
ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...

♥️ مادر میگفت:
پروانه ی محبتت را
به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...
محبتت را به خانه ی دلی بنشان
که خیال بیرون شدن ندارد...

♥️ و یاد معلمم بخیر...
هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:
نقطه سر خط...
مهربان تر از خودت
             با دیگران باش

─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─
🌸🍃
دیدگاه ها (۰)

💎 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 💎پدرمیگفت:محبتت را ب...

پدرمیگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد.....

مهربان تر از خودت با دیگران باش

پدرمیگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد.....

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

پدرم میگفت:محبتت را به برگ ها سنجاق مزنکه باد با خود می بَرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط