{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرمیگفت

پدرمیگفت:
محبتت را به برگ ها سنجاق مزن
که باد با خود می بَرد...

محبتت را به آب جویی بریز
که با ریشه ها عجین شود...
ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...🌷

مادر میگفت:
پروانه ی محبتت را
به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...
محبتت را به خانه ی دلی بنشان
که خیال بیرون شدن ندارد...🌷

و یاد معلمم بخیر...
هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:
نقطه سر خط...
مهربان تر از خودت
با دیگران باش
دیدگاه ها (۰)

صبحتون ب شادی

امروزتون بهترین و پر انرژی

در جواني جان گرگت رابگير!واي اگر اين گرگ گردد با تو پيرروز پ...

اما چه باید گفت، از انسان نمایانی که ننگ نام انسانند ...درند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط