{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفن را از روی چهره فرزند شه یدش بر میدارد، به چهره نورانی

کفن را از روی چهره فرزند شه یدش بر میدارد، به چهره نورانی اش خیره می شود، خنده های فرزندش را به یاد می آورد. زمانی را به یاد می آورد که فرزندش را قرار بود در رخت عروسی ببیند، اما حالا پیکر بیجان فرزند جلوی چشمان مادر است. دلش میخواهد پیشانی بی جان فرزندش را ببوسد، تنش را ببوید و او را در آغوش بکشد اما گویی نمی تواند، هنوز هم محو همان خاطره هاست. اشک هایی که از چشمانش جاری می شوند ضامن این ماجرا هستند. مادر فرزندش را برای آخرین بار میبیند و می بوید و فرزند برای همیشه مادرش را ترک میکند. این است قصه شه ادت فرزند و مادر او🕊💔
#مادر #فاطمیه
دیدگاه ها (۴)

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

در مورد زنان آبستنبالای سر زائو چیزهای آهنی مانند تفنگ، سیخ ...

وقار یک «همسر شهید» در صلابت او نشسته است/ رشادت‌های میثم بز...

آمده ام ای شاه پناهم بده....#امام_رضا زخمی که دارد بر جگر را...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت 1" ویو راوی " در تالارهای پر زرق و ...

پارت ۵ : مرز بین مرگ و زندگی

پدرانی که پیامبر (ص) از آنها بیزار است! ؛رسول اکرم (ص) فرمود...

با آنکه گاهی شرایط سیاه‌ تر از آن بود که خبرگزاری‌ ها میگفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط