اگر شبی

اگر شبی

اگر شبی
فانوس نفس‌های من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی
در حوالی خیابان خاطره برخوردی
و عده‌ای به تو گفتند
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد
تو حرفشان را باور نکن
تمام این سالها کنار من بودی
کنار دلتنگی دفاترم🕊
دیدگاه ها (۰)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

اگر شبی فانوش نفسهای من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی برخورد...

اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد،اگر به حجله آشناییدر حوالی ...

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد، اگر به حجله آشنایی، در حو...

اگر شبی فانوسِ نفس هایِ من خاموش شد اگر به حجلۀ آشناییدر حوا...

عاشقانه های شبنم

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم ش...

ماه من باشهمان ماه کامل که اگر همه رفتند اگر تنهایی بر سینه ...

ترس ت را زمین بگذار ودستانت را در دستانم!غرور را کنار بگذار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط