{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر شبی فانوسِ نفس هایِ من خاموش شد

اگر شبی فانوسِ نفس هایِ من خاموش شد

اگر به حجلۀ آشنایی

در حوالیِ خیابانِ خاطره برخوردی

و عده ای به تو گفتند

کبوترتــ در حسرتِ پَر کشیدن پَرپَر زد !

تو حرفشان را باور نکن !

تمامِـ این سال ها کنارِ من بودی !

کنارِ دلتنگیِ دفاترَمـ

در گلدانِ چینیِ اتاقمـ

در دِلمـ . . .

تو با من نبودی و من با تو بودمـ

مگر نه که با همـ بودن

همین علاقۀ سادۀ سرودنِ فاصله هاستــ ؟

من همـ هر شبــ

شعر های نو سرودۀ باران و بوسه را

برای تو خواندمـ !

هر شبــ ، شبــ بخیری به تو گفتمـ

و جوابِــ تو را ،

از آنسویِ سکوتِــ خوابــ هایمـ شنیدمـ !

تازه همین عکسِ طاقچه نشینِ تو ،

هم صحبتـِـ تمامِـ دقایقِ تنهائیِ من بود !

فرقی نداشتــ که فاصلۀ دستهامان

چند فانوس ستاره باشد

پس دلواپسِ انزوایِ این روزهایِ من نشو

اگر به حجله ای خیس

در حوالیِ خیابانِ خاطره برخوردی !
دیدگاه ها (۱۰)

اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد،اگر به حجله آشناییدر حوالی ...

حرف هیچکس را باور نکناگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،اگر ...

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد، اگر به حجله آشنایی، در حو...

عاشقانه های شبنم

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش شد،اگر به حجله آشنایی،در حوال...

اگر شبیفانوس نفس‌های من خاموش شد،اگر به حجله آشناییدر حوالی ...

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم ش...

هر شب ، شب بخیری به تو گفتم و جواب تو را از سکوت خواب هایم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط