انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده‌ها

انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده‌ها

انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده‌ها
نمایان شدند
انگار از خطوط سبز تخیل بودند
آن برگ‌های تازه که در شهوت نسیم نفس می‌زدند
‌
#فروغ_فرخزاد
‌
✦ @foroogh_shamloo ✦
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۲)

آخرین شب‌های تابستان استو آخرین شب‌بیداری‌های برگ‌های سبز خی...

فنچ‌ها، جواهرهای کوچک و پرتحرک #طبیعت ، با آوازهای #دلنشین و...

بیا با همـ حرفـ های نارنجی بزنیمـ مثلا رازهایتــ را بگو انگا...

نسیم صبحگاهی به آرامی در امتداد کوهستان می‌وزد و عطر مطبوع ب...

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

فردا فردا کردن

با کوتاه‌تر شدن روزها و نزدیک شدن زمستان یخی، یکی از چشمگیرت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط