{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست بزننننیددد🎀😈

دست بزننننیددد🎀😈

عروسک من😈🔞

پارت هشتاد و دو

کل روز رو روی تخت خوابیده بودم تمام تنم یجوری شده
بود انگار هنوز که هنوزه روی تنمه

چت شده فرشته عصر بودش یهو در باز شد با شنیدن صدای گنده اش تو خودم یه کوچولو جمع شدم

اومد کنار تخت و موهامو نوازش کرد بوسه ای زد

-عروسکم قراره بریم سفر دو ماهه

با شنیدن این حرفش یه کوچولو چشمهام گرد شد

نشستم و لب برچیدم

+اخه

-فقط دو ماهه یه فرصت برای بیشتر آشنا شدنمون

چشمامو ریز کردم

+دو ماه کجا قراره بریم

دستشو به موهاش کشید و لب برچید

- لهستان عروسکم

پای برهنه امو کف زمین سرد اتاق گذاشتم و به آرومی پاشدم

+اخه چقدر یهویی

-اخه قراره با خانواده ام آشنات کنم

یه کوچولو استرس و متعجب شده ام

+خانواده ات

-هوم

اومد سمتم که بازم قدمم به عقب کشیده شد باعث شد
دستش پشت کمرم بپیچه

-نیازی به استرس نیست فرشته گل

لپام گل انداخت که تک خنده ای کرد

+نیکککک

گونه امو بوسید و به آرومی کنار گوشم لب برچید

-با این صدای پر از عشوه ات منو آتیشی میکنی فرشته گل

نفسای گرمش و صدای دورگه اش قلبمو میلرزوند

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

نیک -> عروسکم ->فرشته گل😩🛐😌🎀🙃💘🤭✨
دیدگاه ها (۱۶)

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

کپشننننن گلیاااا🎀🖇عروسک من😈🔞پارت پنجاه و چهار+وا نیشگون واس...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط