کپشننن فرشته هایی نازنینم🙃💘
کپشننن فرشته هایی نازنینم🙃💘
عروسک من😈🔞
پارت شصت و نُه
به ارومی شونه ام رو بوسید و لب برچید
-وقتشه امروز رو برای خودمون بسازیم
لبخندی زدم و اون ازم جدا شد بهش اعتماد دارم اینو
با تموم وجودم قبول کردم اون ازم مراقبت میکنه
ااون نمیزاره هیچکس بهم آسیب بزنه هیچکس
به تاب خیره شدم یجورایی با پرتگاه دور بود نه زیاد و نه خیلی
نزدیکش
نزدیک تاب شدم دستمو بهش کشیدم
+باورم نمیشه قراره با این تاب برم تو آسمونا
-مثل یه فرشته واقعی البته فرشته ها همیشه تو بهشتن
اما نمیدونم تو چطوری با چشمات افتادی توآتیش
جهنم من
لب پایینیمو گاز گرفتم و لب برچیدم
+شاید تقدیر این بوده که من بیوفتم تو دنیای تاریک تو
خندید نزدیک تاب شدم
نشستم کنار گوشم با نفسای گرمش لب برچید
-قول میدم امروز رو بهترین روز واست شه
چشمامو بستم و نفس عمیقی کشیدم
و لب برچیدم
+ممنونم
لبخندش از پشت سرم حس میشد زنجیر رو تو دستم فشردم و نفسمو بیرون فرستادم
-نترس بهم اعتماد کن
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_عاشقانه
من چطوری فداشون شم🥹🎀
عروسک من😈🔞
پارت شصت و نُه
به ارومی شونه ام رو بوسید و لب برچید
-وقتشه امروز رو برای خودمون بسازیم
لبخندی زدم و اون ازم جدا شد بهش اعتماد دارم اینو
با تموم وجودم قبول کردم اون ازم مراقبت میکنه
ااون نمیزاره هیچکس بهم آسیب بزنه هیچکس
به تاب خیره شدم یجورایی با پرتگاه دور بود نه زیاد و نه خیلی
نزدیکش
نزدیک تاب شدم دستمو بهش کشیدم
+باورم نمیشه قراره با این تاب برم تو آسمونا
-مثل یه فرشته واقعی البته فرشته ها همیشه تو بهشتن
اما نمیدونم تو چطوری با چشمات افتادی توآتیش
جهنم من
لب پایینیمو گاز گرفتم و لب برچیدم
+شاید تقدیر این بوده که من بیوفتم تو دنیای تاریک تو
خندید نزدیک تاب شدم
نشستم کنار گوشم با نفسای گرمش لب برچید
-قول میدم امروز رو بهترین روز واست شه
چشمامو بستم و نفس عمیقی کشیدم
و لب برچیدم
+ممنونم
لبخندش از پشت سرم حس میشد زنجیر رو تو دستم فشردم و نفسمو بیرون فرستادم
-نترس بهم اعتماد کن
#رمان #عاشقانه #بزرگسال_عاشقانه
من چطوری فداشون شم🥹🎀
- ۱.۳k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط