مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

تا به حال برای دلت

تا به حال برای دلت
مادری کرده ای؟!
در آغوشش بگیری
و دست نوازشی
به سر و رویش بکشی
بگویی: جان دلم،
بی تاب نشو اینقدر،
روزهای بی حوصلگی ات تمام میشود
پدری چه؟! پدری کرده ای؟!
غیرتی شوی
از اینهمه بی تابی اش!
صدایت را خش دار کنی
و بلندتر، جوری که
از ابهت صدایت بترسد
سرش فریاد بزنی:
که ای دل بی مروت،
بس است به خودت رحم نداری،
به من پدر رحم کن
رها کن آن بی مذهبی را
که تو را به این روز انداخته !
باید برای دلتان پدری و مادری کنید ...
هوایش را داشته باشید .
این دل را تنها و بی کس نکنید
که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید ...💕♏
دیدگاه ها (۳)

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟ در آغوشش بگیری و دست نوازش...

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط