گفت

گُفت:

گُفت:
"بِخاطِرِ خودِت اَز تو دَست كِشيدَم، بَرايِ اينكه بيشتَر آسيب نَبيني..!"
مِثلِ اين ميماند كه دَر دَريا غَرق شَوَم و آخَرين تَلاش هايَش را هَم بَرايِ نِجاتَم دَريغ كُنَد..!
چِطور میشُد بِدونِ او آسیب نَبینَم..؟!
خُدايِ مَن..؟!
اِنگار نِمیدانِست آیَنده يِ آرِزوهایَم به بودَنَش بَند است..!
او دَست هایَم را دَر حِینِ غَرق شُدَن رَها کَرد تا آسیب نَبینَم..!
چه توجیحِ اَحمَقانه اي....!
_
جایَت‌هَمیشه‌دَر‌دِلِ‌مَن‌دَرد‌میکُنَد:)!
_
#عرفان_طهماسبی
دیدگاه ها (۵۶)

عاشقانه های شبنم

Twenty

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

(اهنگ فراموش شده ی ما )پارت۶«دختر کوچولو؟» خون در رگ‌هایم به...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

بقیش (با هشدار)پاهایش بی حس شده بودند و تنها کاری که میکرد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط