{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه لایو ویورس جونگکوک : 🐰🐯

ادامه لایو ویورس جونگکوک : 🐰🐯


🐰 آآاخ خیلی خوب بود وقتی با بچه‌ها تو آمریکا بودیم، خیلی شلوغ و پر سر و صدا بود، ولی وقتی میام خونه… خب چون کسی اینجا نیست یه‌جوری میشه.
🐰 البته تنها بودنم رو دوست دارم، ولی وقتی با هم بودیم خنده‌مون قطع نمی‌شد.
🐰 از وقتی از خدمت مرخص شدم زیاد اینجا نموندم، واسه همین همه‌چی هنوز برام تازگی داره می‌خنده*

هوم تور*
🐰 اتاق اصلی رو نمی‌تونم نشونتون بدم~ چون اونجاست که می‌خاااااابم~
🐰 خب اینم لباسای مشکی‌م
🐰 اینم طبقه دومه
🐰 و بعد—
🐰 نه ولش کن... می‌خنده ولش کن~
🐰 «یه چیز باحال که تو آمریکا اتفاق افتاد»
🐰 خیلی چیزا بود! اممم چی بود حالا؟ اممم… به جای اینکه یه لحظه خاص باشه، کل پروسه‌ش خیلی فان بود!
🐰 «زندگی کردن با اعضا چطور بود؟»
🐰 عاااالی بود! خیلی حال داد! بعد از چند سال دوباره با هم زندگی کردیم!
🐰 بعد از اینکه چند سال با هم زندگی کرده بودیم، یه مدت جدا شدیم، بعد دوباره با هم زیر یه سقف، تازه یه ذره هم سنمون رفته بالا، همه‌چی برامون خیلی تازگی داشت.
🐰 آخرش همه‌ی اعضا یه خورده خسته شده بودن، خودمم همینطور، واقعا سخت بود.
🐰 «ضبطو تموم کردی؟» نه هنوز.
🐰 خیلی مونده! کلی مونده!

*این داستان جئون و چت جی پی تی*
🐰 «عود روشن نکن وقتی کولر روشنه» چی؟ چرا مگه؟
🐰 وقتای اینجوریه که باید از ChatGPT بپرسیم! از ChatGPT استفاده کنید—
🐰 شروع می‌کنه تایپ کردن «من یه عود خریدم، یکی لطف کرد گفت وقتی کولر روشنه عود روشن نکنم، دلیلش چیه؟»
دیدگاه ها (۰)

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

سناریو بلولاک/قفل آبی

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.20 (روایت از زبان جونگ...

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

عنوان: «جرئتی که حقیقت شد»پارت ۱سالن نامزدی یکی از دوستای قد...

پیام هانیییی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط