{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی برادر سختگیر و وحشی من...

p14_f2

باز کردن یه طعم جدید بود
جواب ا.ت رو نداد و مارلبرو رد رو باز کرد...نگاه ا.ت به سیگار بود و تو دلش بسته بسته تیغ خالی میشد
تهیونگ: روشنش کن

ا‌ت با اکراه روشن کرد و انگشت تهیونگ رو توی دستش گرفت
ا.ت: لطفا...من امروز ظرفیت گریم پر شد
تهیونگ: منم ظرفیت عصبانیت و خرد کردن هرچی دورم بود پر شد میگی الان چیکار کنم؟
ا.ت: اذیتم نکن...خودت لوسم کردی دیگه الان داغونم نکن

تهیونگ پک دیگه ای خالی کرد و با مکث نگاهی به دستش انداخت که چطوری ا.ت گرفته بودش...با کل دستش فقط تونسته بود یه انگشت تهیونگ رو بگیره...خو آدم چی بگه به این بچه
بازم پکی زد
تهیونگ: فیلم و گیم رو حوصله ندارم...میخوای مشروب بزنیم؟(مهربون)
ا.ت: اااره😃(امیدوار)

ا.ت بلند شد و مشروبات رو اورد و باز رو پای تهیونگ نشست
ا.ت: قول میدم دیگه گردنتو نبوسم(سر کشیدن)
تهیونگ: دیگه؟
ا.ت قول میدم بزارم سختی بکشی ولی اخرش تو بغل خودم بیای(خنده_سرکشیدن)
تهیونگ: دیگه؟
ا.ت: دیگه؟!
تهیونگ: اهوم
ا.ت: فکر نمیکنی تو هم باید قول بدی؟
تهیونگ: من؟
ا.ت: اره مثلا اینکه فکر نکنی شهر بازی با تو رو دوست ندارم...من دیوونشم
تهیونگ خنده تلخی کرد و با صدای بمی که بر اثر هفت هشت سیگار بم تر شده بود جواب داد
تهیونگ: قول نمیدم(نوشیدن بطری)
ا.ت: یا گفتم اذیتم نکن
تهیونگ: منم نگفتم که اذیت بشی...من واقعیتو گفتم

ا.ت امد جلو تا تهیونگو ببوسه اما پسر خودشو کنار کشید
تهیونگ: نگا میکنی کجا میای؟میخواستی بسوزی(خاموش کردن سیگار)
ا.ت: برام مهم نیست

با تموم شدن حرفش محکم سر تهیونگ رو گرفت و لباشو چسبود به لبای ته و شروع کرد بوسیدن اون لبا....تهیونگ که از اون مشتاق تر و خیلی تشنه تر بود...پسری که بیش از ۹ ماه هر صبح با بوسه های عشقش روزشو شروع میکرد، پسری که بیش از ۹ ماه هر ساعته به مدت بیست دقیقه اونم هر روز عشقشو میبوسید و تو هر حالتی وقتی دختر کنارش بود...حالا، اون پسر میبوسیدش برای ادامه بقا....حالا اون بیش از نصف روز حتا عشقشو ندیده بود...چقدر بار روانی روش زیاد شده بود نه؟
ا،تم دست کمی نداشت اون تهیونگ رو لوس کرده بود اما خودش هم لوس شده بود و نمیتونست حتا چند ثانیه دیگه تحمل کنه، باید قبل از اینکه باز گریش می‌گرفت عشقشو میبوسید

هر دو بی توجه به زمان و سیگاری که دیگه نزدیک فیلترش شده بود و بی توجه به کمبود نفس همو میبوسیدن...تهیونگ لب پایین ا،تو مک میزد و لب بالاشو دندون می‌کند و ا،تم جفت لبای نرم تهیونگ رو بوسه میزد...هماهنگی سخت بود اما نه برا کسایی تشنه تشنه بودن
آتش سر سیگار بالاخره فیلتر رو سوزوند و به انگشت تهیونگ رسید اما پسر هیچ خیالی نداشت که انگشتش داده با کند ترین حالت و طولانی ترین زمان میسوزه...براش فقط بوسیدن ا.ت مهم بود
مهم بود که..

110♥️😫
دیدگاه ها (۲۸)

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

My Boy❄

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط