نبودن

نبــودن...

نبــودن...
گاه بسیار آسـان اســت
مـن از روزی کــه باشـــم و
دیگر...
نتــوانم دوستت داشته باشــم
میــترســم



#امیرعلی_قربانی


پ.ن
و من در پای سپیدار بلند
سر به آسمان
به آرزوهای دورم خیره شده‌ام
وبه این می‌اندیشم
که چقدر کوتاه است
دستانم...


#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۳۳)

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

میبخشی پارت ۴

چند پارتی (درخواستی)

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

ابلیس

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 25#فیکشن #لینوصدای رعد توی آسمون پی...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

فصل سی و یکم: حرفی که دیر گفته شدوقتی ملیسا به خانه رسید، ما...

و من در پای سپیدار بلندسر به آسمانبه آرزوهای دورم خیره شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط