یک شب میبینمت و آن شب دگر میان زندگان نیستم شبی که در چشم

یک شب میبینمت و آن شب دگر میان زندگان نیستم شبی که در چشم

یک شب میبینمت و آن شب دگر میان زندگان نیستم شبی که در چشمانم بسیار دور است اما در افکارم نزدیک شبی که دگران فکر آن را نمی کنند و آن روز بسیار بسیار نزدیک است آن شب مه بسیار فروزان است....
دیدگاه ها (۶)

چنان که زندگی روی خوش نشون نداد تصمیم گرفتم که دیگر با روی خ...

نمی‌دانم کدام قسمتش بهتر است: کوسه خرمن با آرامش از میان ماه...

و قلبم دوباره تپیدpart: 2 ...

سوره اعراف ...این آیات از کسانی می‌گویند که چشم و گوش و دل د...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت ۴۴ — آخرین شبخبر ازدواج یونگی با سوهی همان روز در پایتخ...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

استی: برای میان‌وعده‌ی شب چی می‌خوری؟؟🦊: فردا اجرا داریم، پس...

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

‌♻️ جناب قالیباف؛ از #علی‌الطاهر لبنان چه خبر؟صدها مجاهد حزب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط