کپشننننننن🎀😌
کپشننننننن🎀😌
دوردونه سکسی🤤📵
پارت هفت
ضربه های محکمی به در کلبه میخورد با استرس چشموو دوختم به کیلان که رفت جلو
با ناخنام بازوشو گرفتم و لب برچیدم
+هی پا پس نکشیاا
پوزخندی زد و رفت جلو یهو صدای داداش و بابا شنیدم رفتم پشت سر کیلان
صدای نعره بابا تو کل جنگل پیچید
-دخترکم کجاست
یکم اخم کردم اول مجبورم کرد با یه مرد ۴۵ ساله نامزد کنم و قرار ازدواج گذاشت که نشد الان داره دادو بیداد میکنه
یهو کیلان با صدای دورگه اش لب برچید
-عشقم
واییی قند تو دلم آب شد با اون صدای گنده اش گفتش عشقم
اهم اهمی کردم و رفتم جلو بابا با دیدنم اخم کرد
-الوراااا
داداشم اومد تزدیک و بازومو گرفت
-کم بی آبرویی کردی
یهو کیلان مچ دست داداشم رو گرفت و غرید
-دستت رو بکش
با اون یکی دستش دور کمرم حلقه کرد تپش قلبم به اوج رسید لعنتیی داره دیونه ام میکنه
دوردونه سکسی 🤤📵
پارت . هشت
داداش مچ دستشو بیرون کشید و کتش رو یکم راست و ریس کرد
-بیا بریم الورا
+داداش
بابا دوباره صداشو بالا برد
-دخترم بیا
بازی شروع شد ،
+نمیام میخوام پیش عشقم بمونم
داداش چشماش گرد شد بابا هم همینطور کیلان بدون محل دادن بهشون منو بیشتر به خودش چسبوند و لب باز کرد
بابا دستشو به پشت گردنش کشید و لب برچید
-دختر قشنگم
یکم بغض کردم که لوسین لب باز کرد
-ما میریم ماشین روی جاده اصلی منتظرته .
رفتن کیلان ازم جدا شد و رفت تو منم رفتم تو درو محکم بستم
اییششششش کاش واقعی بود یکم بغض کردم اشکمو خشک کردم که کیلان لب برچید
-میرفتی باهاشون اینقدر اشک نریز
+نچ مگه تو عشق من نیستی باهم میریم تموم میشه تازه اشم پولت سر موقع میاد توی دستت
پوزخندی میزنه و لباسش رو در میاره وای پشت سرش هیکلش ننه چقدر هیکلش زیباست
آب گلوم رو قورت دادم لب پایینیمو گاز گرفتم که چرخید سمتم
-نکنه میخوای پایینی رو هم ببینی
کل حواسمو پرت کرد جیغی کشیدم و چرخیدم به رو برو
وایی چقدر هیکلش قشنگ بود .
#رمان #عاشقانه #بزرگسال
وای هیکل کیلان خان الورا گوچولو رو بیشتر درگیر کرده😈🎀🤤
دوردونه سکسی🤤📵
پارت هفت
ضربه های محکمی به در کلبه میخورد با استرس چشموو دوختم به کیلان که رفت جلو
با ناخنام بازوشو گرفتم و لب برچیدم
+هی پا پس نکشیاا
پوزخندی زد و رفت جلو یهو صدای داداش و بابا شنیدم رفتم پشت سر کیلان
صدای نعره بابا تو کل جنگل پیچید
-دخترکم کجاست
یکم اخم کردم اول مجبورم کرد با یه مرد ۴۵ ساله نامزد کنم و قرار ازدواج گذاشت که نشد الان داره دادو بیداد میکنه
یهو کیلان با صدای دورگه اش لب برچید
-عشقم
واییی قند تو دلم آب شد با اون صدای گنده اش گفتش عشقم
اهم اهمی کردم و رفتم جلو بابا با دیدنم اخم کرد
-الوراااا
داداشم اومد تزدیک و بازومو گرفت
-کم بی آبرویی کردی
یهو کیلان مچ دست داداشم رو گرفت و غرید
-دستت رو بکش
با اون یکی دستش دور کمرم حلقه کرد تپش قلبم به اوج رسید لعنتیی داره دیونه ام میکنه
دوردونه سکسی 🤤📵
پارت . هشت
داداش مچ دستشو بیرون کشید و کتش رو یکم راست و ریس کرد
-بیا بریم الورا
+داداش
بابا دوباره صداشو بالا برد
-دخترم بیا
بازی شروع شد ،
+نمیام میخوام پیش عشقم بمونم
داداش چشماش گرد شد بابا هم همینطور کیلان بدون محل دادن بهشون منو بیشتر به خودش چسبوند و لب باز کرد
بابا دستشو به پشت گردنش کشید و لب برچید
-دختر قشنگم
یکم بغض کردم که لوسین لب باز کرد
-ما میریم ماشین روی جاده اصلی منتظرته .
رفتن کیلان ازم جدا شد و رفت تو منم رفتم تو درو محکم بستم
اییششششش کاش واقعی بود یکم بغض کردم اشکمو خشک کردم که کیلان لب برچید
-میرفتی باهاشون اینقدر اشک نریز
+نچ مگه تو عشق من نیستی باهم میریم تموم میشه تازه اشم پولت سر موقع میاد توی دستت
پوزخندی میزنه و لباسش رو در میاره وای پشت سرش هیکلش ننه چقدر هیکلش زیباست
آب گلوم رو قورت دادم لب پایینیمو گاز گرفتم که چرخید سمتم
-نکنه میخوای پایینی رو هم ببینی
کل حواسمو پرت کرد جیغی کشیدم و چرخیدم به رو برو
وایی چقدر هیکلش قشنگ بود .
#رمان #عاشقانه #بزرگسال
وای هیکل کیلان خان الورا گوچولو رو بیشتر درگیر کرده😈🎀🤤
- ۱.۲k
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط