پارت هفتم
پارت هفتم
محل محاسبه
جونگکوک: وارد محل محاسبه شغلی شد بعد از گرفتن شماره نوبت نشست منتظر موند
همه یکی به یکی وارد اتاقک محاسبه میشدن و بعد چند دقیقه بیرون میومدن
حدود بیست مین بعد
آقای جونگکوک وارد اتاقک محاسبه بشین
ویو جونگکوک: دست و پام میلرزید و کلی استرس داشتم ولی باید همچی عالی باسه تا قبول بشم
جونگکوک به سمت اتاقک محاسبه رفت در زد
محاسبه گر : بفرمایید
جونگکوک سلام به همگی من جونگکوک هستم
محاسبه گر: سلام آقای جونگکوک سریع میرم سر اصل مطلب خوب برای یه شب خیلی همه ما نیاز داریم به یه خدمتکار حرفه ای و خوب شما سابقه کار دارین؟
جونگکوک: بله من ۳ ساله خدمتکار کاباره هستم
محاسبه گر: خوب خوبه سوال بعدی هدفتون از اینکار چیست؟
جونگکوک: خوب بخاطر پولش
محاسبه گر : خوب خوبه خیلی هم عالی
محاسبه گر: خیلی ممنون ازتون آقای جونگکوک براتون نامه میفرستیم
جونگکوک: باشه مرسی بدرود
ویو جونگکوک: هعی خیلی بد بودم عمرا قبول بشم
جونگکوک با کلی خستگی به سمت خونه راه افتاد
محل محاسبه
جونگکوک: وارد محل محاسبه شغلی شد بعد از گرفتن شماره نوبت نشست منتظر موند
همه یکی به یکی وارد اتاقک محاسبه میشدن و بعد چند دقیقه بیرون میومدن
حدود بیست مین بعد
آقای جونگکوک وارد اتاقک محاسبه بشین
ویو جونگکوک: دست و پام میلرزید و کلی استرس داشتم ولی باید همچی عالی باسه تا قبول بشم
جونگکوک به سمت اتاقک محاسبه رفت در زد
محاسبه گر : بفرمایید
جونگکوک سلام به همگی من جونگکوک هستم
محاسبه گر: سلام آقای جونگکوک سریع میرم سر اصل مطلب خوب برای یه شب خیلی همه ما نیاز داریم به یه خدمتکار حرفه ای و خوب شما سابقه کار دارین؟
جونگکوک: بله من ۳ ساله خدمتکار کاباره هستم
محاسبه گر: خوب خوبه سوال بعدی هدفتون از اینکار چیست؟
جونگکوک: خوب بخاطر پولش
محاسبه گر : خوب خوبه خیلی هم عالی
محاسبه گر: خیلی ممنون ازتون آقای جونگکوک براتون نامه میفرستیم
جونگکوک: باشه مرسی بدرود
ویو جونگکوک: هعی خیلی بد بودم عمرا قبول بشم
جونگکوک با کلی خستگی به سمت خونه راه افتاد
- ۴۱۱
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط