the missing link

the missing link
part¹⁸




همین که خواست به سمتش بره یکی از خدمتکار ها رو دید و گفت


خدمتکار : اوه ، بیدار شدید.. ارباب گفتن بهتون بگم باید صبحانتون رو سرو کنید


سوهی : نمیخوام ، فقط میخوام از این خراب شده بزنم بیرون ، به همون اربابتون بگو رفع زحمت کردم



خدمتکار : ولی خانم ارب...


سوهی با داد گفت:

سوهی: همین که گفتم ، مگه نشنیدی ، کلی کار دارم ، باید برم



در همون حال همان در خیلی بزرگ باز شد و جونگکوک به همراه دو تا بادیگارد وارد خونه شد

تو .. تو ... آقای یو...



جونگکوک : جونگکوک هستم ، جئون جونگکوک



سوهی: هر کسی که میخوای باش ، من نمیدونم دیروز چرا زخمی بودی علاقه ای هم ندارم بدونم ، ببین بیا یه کاری کنیم من قول میدم کل این قضیه رو فراموش کنم و به هیچ کس نمیگم ، تو هم بزار من برم خونه ، اوکی؟



جونگکوک همونطور که دستاش توی جیبش بود و به سوهی زل زده بود با پوزخند گفت



جونگکوک : دقیقا چجوری تضمین میکنی که به کسی چیزی نگی ؟ یعنی حتی به نارا هم چیزی نمیگی ؟؟


سوهی یه لحظه خشکش زد فکش منقبض شده و با استرس گفت:



ادامه دارد..








#فیک
#فیکشن
دیدگاه ها (۷)

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

the missing link part²¹خانم سو:در آخر اگه جونتو دوست داری سر...

Pat:10اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جواب بیبی چکم مثبت بود. هم تر...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.23(روایت از زبان ا.ت)...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

مافیای من

داستان

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

سناریو مایکی پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط