غم‌های خوب نشدنی کلمه نمی‌شن

غم‌های خوب نشدنی کلمه نمی‌شن،

غم‌های خوب نشدنی کلمه نمی‌شن،
اشک می‌شن پشت فرمون، حین آشپزی
و گردگیری، دقایقی قبل از خواب،
سر یه تیکه آهنگ، زیر دوش، وسط
فشار کار، موقع جویدن غذا،
می‌شن روزمرگی‌.
دیدگاه ها (۳)

سناریو بلولاک/قفل آبی

عاشقانه های شبنم

ایدل من#پارت_2 کوک بلند شد و اومد سمت من. سعی کرد دستم رو بگ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_47دستشو گرفتم کشیدمش بیرون ت...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 21«کوک هم لونا رو رسوند خونه...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

{محکوم به لمس } part ۳۱ 杂交种هیوگا لبخند زد به یاد دارویی که ...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط