{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام فیک: مافیای جذاب من

نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 1
Part: 18
λدختره ی هرزه*داد
+اسم خودت رو به من نگو*زد توی گوشش
λدختره ی عوضی*موهاش رو کشید
Σاینجا چخبره؟ *عصبی
Πقربان خانم میخواس...
λتو ساکت شو خودم زبون دارم*موهای می سو رو ول کرد*
+عه چه جالب پس زبون هم داری؟ پس بگو از قصد پاتو به من زدی که شیرقهوه رو بریزی روی خودت*داد
Σخدمتکارا ببرینش زیر زمین تا من بیام
Πقربان می سو کاری نکرد همه اینجا شاهد بودن میتونین دوربینارو چک کنین
λتو ساکت شو*اجوما دیگه حرفی نزد

می سو رو بردن زیر زمین و در ی اتاق رو باز کردن و پرتش کردن داخل اتاق و در اتاق رو هم قفل کردن و رفتن.
داخل اتاق ی عالمه وسیله بود، وسیله های شکنجه..از وسیله های شلاق و تیغ گرفته تا وسایل جنسی.
وقتی می سو چشمش به وسایل جنسی افتاد فاتحه ی خودش رو خوند.
...
جین سو فیلم دوربین ها رو چک کرد و فهمید تقصیره یوجین اما اگر هم به می سو رو میداد و هم یوجین میفهمید که داره طرف ی خدمتکاری که قرار بود زن دشمنش باشه رو میگیره اونوقت به مادر جین سو خبر میداد و اتفاقات خوبی نمیافتاد. پس تصمیم گرفت فقط در حد ی شکنجه کم می سو رو تنبیه کن اینطوری می سو هم با این وضعیتش دیگه مجبور به قبول کردن ازدواج با جین سو میشد...
...
می سو رفت ی گوشه نشست و به اینکه الان قراره چه اتفاقی براش بیافته فکر میکرد تا اینکه با صدای پای ینفر که انگار داشت نزدیک این اتاق میشد و احتمال اینکه جین سو باشه از فکر و خیال در اومد و به در خیره شد.
بعد از باز کردن قفل ، در رو باز کرد و خب حدسش درست از اب دراومد جین سو بود.
Σخب به اندازه ی کافی بهت وقت دادم
+وقت چی؟
Σفکراتو بکنی؟
+برای چی؟
Σخودت رو نزن به اون راه. قبول کن زنم میشی و اونوقت از اینجا زنده میری بیرون
+من یبارم بهت گفتم اگر متوجه ی حرفم نشدی یبار دیگه میگم شاید فهمیدی. من زن جونگکوکم و با تو ازدواج نمیکنم*داد
Σزن جونگ کوکی؟ *پوزخند
+اره
Σشما حتی عروسی هم نکردین
+چه ربطی داره؟
Σیعنی تو الان مال اونی؟
+ارهه
Σاووه چه بد میتونستی ی فرصت خوبی رو بدست بیاری*یکی از نازک ترین شلاق هارو برداشت
+م.میخوای چیکار کنی؟ *ترسیده
Σتنبیهت کنم*رفت سمت می سو
+اگر فکر کردی با اینکارت تسلیت میشم کور خوندی*جدی
Σببینیم چقد دووم میاری*نیشخند



پارت اینده=
_هر طوری شده باید جای جین سو رو پیدا کنم من میدونم می سو پیش اونه
€جونگکوک ما درحال پیدا کردنش هستیم ولی خودت میدونی که اون چجور ادمیه
_تا قبل از اینکه بلایی سر می سو بیاد باید پیداش کنین فهمیدین*داد
€باشه باشه



ঞحمایت یادتون نرهঞ



شرطا=
فالوور: ۴۳۰
دیدگاه ها (۰)

از یه قوطی فلزی ساده‌ی رب گوجه 🍅 تا یه گلدون، جا قلمی یا حتی...

پارت 3۸صدایِ برخوردِ شلاق با پوست، توی فضایِ ساکتِ اتاق مثل ...

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

🎀 طرز فکر وونیونگیسم چیه؟وونیونگیسم فقط درباره‌ی ظاهر، آرایش...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_65با دستم هلی به کتابخونه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط