نمیدانم هیچ چیز را نمیدانم

نمیدانم، هیچ چیز را نمیدانم..

نمیدانم، هیچ چیز را نمیدانم..
کلافه ام ؛ از اینکه بی حد و مرز در میان افکارم جا خوش کرده ای .
شاید هیچگاه به دستت نیاورم ، شاید هیچ زمان از آن من نخواهی بود ..
نور شب های تاریکِ من ، چگونه از وسعت چشم هایت به زبان بیاورم؟!
چشم هایی که وقتی از من دوری نگاهم تنها در انعکاس آن میان صفحه ای خلاصه میشود ..
چگونه از بی انتهایی افکارم برایت بگوییم ؟!
چگونه برایت از کم اوردن شعرها دربرابر توصیفت بگویم ؟!
جانِ من ..
روزنه نور در عمق تاریکی ها تنها تو و چشمانت بودی ؛
چشمانی به گرمای خورشید ..
و تویی به وسعت کهکشان
تولدت مبارک نفسم💕
@kalier
ممنون که اومدی تو زندگیم و جزو بهترین فرندام شدی
ممنون که زندگیم رو خوب کردی
نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم
بمونی براممممم🎀
دیدگاه ها (۳۱)

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

نمیدانم، هیچ چیز را نمیدانم..کلافه ام ؛ از اینکه بی حد و مرز...

(عزیز دل من) مهربانم! امشب با چشم هایت حرف دارم...امشب حرف ه...

#مترسکِ‌مزرعه‌ی_رو‌به‌رو...نگاهم هر روز به تو بودمزرعه ی رو ...

در میان روزهای سرد زمستانیم در میان سرد ترین روزهای سخت تنها...

(عزیز دل من) مهربانم! امشب با چشم هایت حرف دارم... امشب ح...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلو...

بیت الاحزان غمغمی به وسعت بیت الاحزان غم، آسمان و زمین را پو...

چشمان دریایی ♡p14. ...

بیت الاحزان غمغمی به وسعت بیت الاحزان غم، آسمان و زمین را پو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط