ردپای دوپینگ قهوه خانه ای در گلستان سعدی

ردپای دوپینگ قهوه خانه ای در گلستان سعدی!

یه پیرمرد عصابه‌دست رو تصور کن که آروم‌آروم راه خودش رو می‌ره...

اون‌طرف ماجرا هم یه جوون هست که هنوز خبر نداره قراره چه روز عجیبی رو پشت سر بذاره! 😂

قصه از یه برخورد ساده شروع می‌شه، اما پای چند نفر دیگه هم وسط میاد و آخرش کار به جایی می‌رسه که هیچ‌کس انتظارش رو نداره!

حالا شما بگید؛ همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد؟ 😏

#حکایت_طنز #داستان_فارسی #قصه_های_قدیمی #طنز_ایرانی
دیدگاه ها (۲)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

رمان یک نیمکت فاصله

📖 رمان: قلدرِ من (My Bully)«در دنیایِ ما، یا پادشاهی می‌کنی،...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط