{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛

برای آنها تنها نشانه حیات


بخار گرم نفس هایشان است

کسی از کسی نمی پرسد

آهای فلانی

از خانه دلت چه خبر؟

گرم است؟

چراغش نوری دارد هنوز؟!
.
.
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت تنهایی حرف میزنم
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم...
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۱۱)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_28فصل چهاردهم |...

پارت بیستم

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۹

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

آدمها همه می پندارند که زنده اندبرای آنها تنها نشانه ی حیاتب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط