در شهری شلوغ مردی زندگی می‌کرد که هیچ‌وقت نصیحت نمی‌کرد

در شهری شلوغ، مردی زندگی می‌کرد که هیچ‌وقت نصیحت نمی‌کرد.

در شهری شلوغ، مردی زندگی می‌کرد که هیچ‌وقت نصیحت نمی‌کرد.هرکس پیشش می‌آمد، او فقط گوش می‌داد.
آدم‌ها بعد از حرف زدن احساس سبکی می‌کردند
و فکر می‌کردند جواب‌شان را گرفته‌اند.

روزی کسی پرسید:
«چرا چیزی نمی‌گویی؟»
مرد گفت:
«چون بیشتر آدم‌ها
جواب را می‌دانند،
فقط کسی را می‌خواهند
که قضاوت نکند.»

وقتی مرد از دنیا رفت،
شهر فهمید
چقدر کم‌اند
کسانی که بلدند
واقعاً گوش بدهند.

پیام: شنیدن، گاهی درمانی‌ست که از هزار راه‌حل قوی‌تر است.
شبتون به آرامش.
🦋 ꯭⃝꯭⃮‌𝄠꯭꯭‌♔⃮
༺⊰⃟🪻࿐❀❤️༻
حَسْبِيَ اللهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.
༺⊰⃟🪻࿐❀❤️༻
دیدگاه ها (۰)

فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَيْهِ ت...

كسى‌كه خدا دارد، چه كم دارد؟ «حَسْبِيَ اللَّهُ» 🌱 . •|🚦_ #را...

دوستان عزیز توصیه میکنم این آیه مبارک و شریف رو هر روز مابین...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۲ | «مهمان ناخوانده‌تر» ج...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

#حکایت_قدیمی 🍞 حکایت: نانوا و مشتِ آردروزی روزگاری، نانوایی ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

🖤 مافیای منقسمت چهاردهم | دو چهرهصبح شرکت مثل همیشه شلوغ بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط