کسی که عمر خودش را به دیگران داده

🍁کسی که عمر خودش را به دیگران داده🍁

ودر کنار درختی بزرگ جان داده
کسی که عمر خودش را به دیگران داده

گناه دارد اگر ماه بی خبر باشد
که مرگ پشت سر تو سری تکان داده

سگ محله‌ی تان از غروب می ترسید
چرا که روح سیاهی به او نشان داده

تو در صدای غم آلود آب می رقصی
و ماه تکیه به اندوه ماهیان داده

نمازهای تو را ابرها قضا کردند
درون گوش تو امشب خدا اذان داده

شب ایستاده میان درخت ها آرام
و دست های خودش را به آسمان داده
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۱۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

## **پارتی اول: غروب، کافهٔ خلوت و یک اعترافِ پشتِ فرمان**هو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط