{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیجدهم

هیجدهم
صبح

ویو جونگکوک: اممم چه بوی خوبی میاد یام یام

جونگکوک به سمت بو رفت

تهیونگ در حال درست کردن پنکیک بود

تهیونگ: اووو جونگکوک بیدار شدی

جونگکوک: الهههه غذا چیه؟

تهیونگ: پنکیک بیا بشین برات بیارم

جونگکوک: باس

تهیونگ کارش تموم شد با پنکیک ها به سمت جونگکوک رفت

جونگکوک: یام یام

تهیونگ خنده ای کرد

جونگکوک و تهیونگ در حال خوردن غذا بودن

تهیونگ: من کار دارم وقتی کارت تموم شد بیا دفترم کارت دارم جونگکوک

جونگکوک: باس

تهیونگ به سمت دفترش رفت


چند مین بعد

تهیونگ توی دفترش بود که جونگکوک در زد وارد شد

جونگکوک: اومدم

تهیونگ: خوش اومدی بشین

تهیونگ: خوب میدونی من من راستش یه حسی بهت دارم

جونگکوک: جه حسی؟( چه حسی؟)

تهیونگ: اممم من..... دوست دارم

جونگکوک: خوب منم دوست دالم

تهیونگ: نه جونگکوک دوست داشتن معمولی نه من دوست دارم باهام ازدواج کنی بچه دار بشیم دوست دارم وقتی چشمام باز میکنم تو کنارم باشی همجا و هر جا هر دقیقه ثانیه تو پیشم باشی تا باعث میشی من به فرد بهتری تبدیل شم

جونگکوک: منم منم میخوام پیشت باشم تا همیشه

تهیونگ: پس قبوله

جونگکوک؛ الهههع

تهیونگ به سمت جونگکوک رفت جونگکوک گرفت روی میز گذاشت
دیدگاه ها (۵)

پارت چهاردهم صبح امروز جیمین باید برگرده به سرزمین پری ها یو...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ⁴ساعت ¹² نصف شب ...دیدگاه نیلسو : ساعت ¹...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط