part 57

part 57

& داداش نمیخواین بگین کجا میریم؟

تهیونگ« بیا کوچولو»

تهیونگ همونطور که دستشو گرفته بود آلینا رو ار پله ها برد بالا و برد سمت اتاقی که گوشه ی راه ‌پله قراره داشت و درشو باز کرد.
اتاق تم طوسی/سرمه ای و بزرگ بود و یه تخت با کیفیت و بزرگ وسط اتاق بود و یه میز کار حرفه ای گوشه اتاق قرار داشت که مقابلش دوتا صندلی گذاشته شده بود.

تهیونگ« خوب برو تو خوشگلم»

& داداش اینجا کجاست؟

تهیونگ« اتاق منه»

& چرا اومدیم اینجا؟

تهیونگ« تو بیا تو»

تهیونگ میره تو و آلینا رو هم میاره تو اتاق.

تهیونگ« تو گفتی بودی ها نقاشی رو دوست داری»

& خوب آره

تهیونگ« صبح که بیدار شدم از تو کشوم چنتا وسیله نقاشی پیدا کردم و برات آماده کردم گفتم شاید خوشت بیاد»

& جدی؟

تهیونگ« بله ببین اونجان رو میزم گذاشتم»

آلینا یکم جلوتر رفت تا میز رو ببینه و دید که روی میز یه جعبه هست که توش پک کامل مداد معمولی، مداد رنگی ، رنگ های روغنی،گواش،رنگ های اکریلیک با چندتا قلموی حرفه ای و ساده که توی جعبه بودن.

روی میزم چنتا کاغذ و بوم های کوچیک نقاشی و پالت رنگ و یه چراغ مطالعه بزرگم بود؛ آلینا باورش نمیشد تهیونگ اینارو برای اون آماده کرده و واقعا خوشحال شد و برگشت سمت تهیونگ.

&داداش واقعا اینارو واسه ی من آماده کردین؟

تهیونگ« آره دیگه....گفتم حوصلت سر میره اگه همش بشینی پایین،خوشت اومد؟»

& واییی آره خیلی

تهیونگ« خوب پس بیا بشین»

سالن//

نامجون« تهیونگ آلینا رو کجا برد؟»

جونگکوک« از صبح براش چندتا وسیله نقاشی آماده کرده بود توی اتاقش چون آلینا نقاشی کشیدن رو دوست داره»

جین«کار خوبی کرده بود اینجوری سرگرمم میشه»

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۶)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت ۲

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.59(روایت از زبان جونگ‌ک...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط