{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی روزگار سخت میشود

وقتی روزگار سخت میشود
و تحملش از توان خارج
وصله ای میخواهی لبریز آرامش
مثل پنج انگشت دوست داشتنی
مسکنی از جنس دلبر
که جانش را به جانت گره بزند
و بگوید صبور باش
تنها نیستی
خستگی هایت به جان من

شاید نمے دانے ..!
اما من تـــــــــو  را
ندانستہ ندانستہ
مثل موسیقیِ بے ڪلام
طورے فراوان دوستت مے دارم
ڪہ اگر نگاهم را دستِ خـدا بسـپارم
و دلم را بہ دریاے جنون بسپارم
از دوست داشتنت
اسڪلہ اے بہ قشنگیِ نازِ چشمانت
در حریمِ امنِ آغوشم
لب بہ لب دیوانہ وار
ترانہ ے دوستت دارم مے سازم ...


🦋
دیدگاه ها (۰)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

پیمان نقره ای

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط