{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمونی خطرناک

مهمونی خطرناک
پارت=20

ویو ات:

بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو اومد و بغلم کرد

چند دقیقه همونطور موندیم
بعد سرمو بالا آوردم و گفتم:
برات لازانیا درست کردم بریم بخوریم؟

لبخند محوی زد و آروم لبامو بوسید:
بریم ببینم پرنسسم چه کرده

باهم به سمت میز ناهار خوری رفتیم
یکی از صندلی هارو برام عقب کشید

خودش هم رو صندلی روبه‌رویی نشست

راستش دست پختم زیاد خوب نبود و همش استرس داشتم که مبادا مزه زهرمار بده

جونگ کوک یکم از لازانیا خورد..کم کم قیافش جمع شد

وای قطعا مزه زهرمار میده..مطمعنم

قیافمو مظلوم کردم و گفتم:
خیلی بده مگه نه؟؟

قیافشو جمع کرد و با هیجان گفت:
ات این فوق العادست
واقعا خودت درست کردی؟

آخیش راحت شدم...لبخند گشادی زدم و گفتم:
اره تنهایی درست کردمم

بعد خودم هم یکم ازش خوردم....منظورت چیهه..
شروع کردم به سرفه کردن

جونگ کوک داشت از خنده جر میخورد

بعد از اینکه از گلوم پایین رفت با داد گفتم:
کوک تو چطوری اینو خوردی...وایییی خیلی بدمزست کهه

جوتگ کوک همونطور که سعی در کنترل کردن خندش داشت گفت:

ات چی کار کردیی؟؟

سرمو پایین انداختم و لب زدم:
فکر کنم مقدار نمک از دستم در رفت

خنده بلندی کرد وگفت:
فکر نکن مطمعن باش

حالا هم اشکال نداره از بیرون غذا سفارش میدم

جونگ کوک بلند شد و رفت تا غذا سفارش بده منم میز رو جمع کردم و رفتم پیش جونگ کوک

چند دقیقه بعد:

رو مبل نشسته بودیم و جونگ کوک داشت فیلم مناسب پیدا میکرد

که زنگ در به صدا دراومد

رفتم در رو باز کردم
غذا هارو آوردم داخل و روی میز جلوی تلوزیون گذاشتم

جونگ کوک هم کمی تنقلات آورده بود تا همراه فیلم بخوریم

نشستیم و جونگ کوک فیلم و پلی کرد

....
هنوز فیلم شروع نشده بود که گوشی جونگ کوک زنگ خورد
یعنی کیه این موقع از روز


جونگ کوک بلند شد و گوشیش رو جواب داد
ظاهرا قرار بود مهمون بیاد

بعد از اینکه تلفنش تموم شد پرسیدم:
کی بود؟

نگاهشو از گوشیش گرفت و به من داد:
مامانم بود گفت امشب میخوان بیان اینجا

و بعد اومد کنام نشست و با خنده گفت:
به گمونم میخاد بیاد عروسشو ببینه

چشمام رو چرخوندم و زیر لب گفتم:
کدوم عروسی اخه

یهو جونگ کوک روی مبل نیم‌خیز شد و اومد تو صورتم که ناخودآگاه عقب رفتم:
مگه دروغ میگم عروسشی دیگه
و.....از امشب مامان نوه هاش

چشمام رو ریز کردم و ابرویی بالا انداختم:
فعععک نکنم

احساس میکنم نباید میگفتم
قطعا امشب زنده نمیمونم...

ادامه دارد.....

ببخشید بابت تاخیر🥲

امیدوارم خوشتون بیاد....بای بای🫠✨️
دیدگاه ها (۳)

استوری درخواستی...🫴🏻🫠

ویدیو های منتشر شده از ایونت ۳۰ سالگی واقعا بهش ساختههه...🤌...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط