عشق فاش شده من
part 5
از زبان یوری
داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد با دیدن اسم روش لبخندم پاک شد مربی دنسم یا بهتره بگم اکسم داشت بهم زنگ میزد جونهی
(هنوز جواب نداده)
یوری : من الان بر میگردم
جی کی : باشه فقط مراقب باش
جنی : فعلا
جوابشو دادم
یوری: چی میخوای
جونهی : اولا که سلام
یوری: ای درد ، چی میخوای
جونهی: میبینم که جایگزین برام پیدا کردی
یوری: ببین جونهی من تنها دلیلی که شمارتو نگه داشتم تو گوشیم اینه که برای مسائل کاری زنگ بزنی نه چیز دیگه ای
جونهی : خیلی خب فردا که اومدی کمپانی حالیت میکنم جایگزین کردن من چه عواقبی داره ؛ حتی اون مسائل کاری رو هم فراموش میکنی
یوری : منظورت چیه مرتیک...
قطع کرد
اشغال عوضیییییی
ولی واقعا فردا قراره چه بلایی سرم بیاد درسته که ایدل بودن قشنگه ولی خیلی ترسناکه خیلی خیلی ترسناک
با قیافه اشفته رفتم پیش کوکی
کوک : چرا قیافت گرفته اس ، تاکسیک بوی کی بود؟
اره تاکسیک بوی من اونو اینجوری سیو کرده بودم
یوری : هیچکس (با یه لبخند فیک)
کوک : باید بهت بگم که من از مخفی کاری و دروغ اصلا خوشم نمیاد و الان تو داری دقیقا تو اولین روزمون به من....
یوری : اکسم ، اون اک...سم بود
کوک: اون وقت چرا باید بهت زنگ بزنه ، اصلا چرا شمارشو هنوز داری؟
یوری : چون مربی دنس منه
کوک : هااا؟
یوری : اره خجالت کشیدم به بابام بگم که دخترت اسکل بوده با این بود
کوک : حواستو جمع کن ازش باشه
یوری : باشه
و یهو به خودم اومدم دیدم تو آغوش گرم جونگ کوکم دلم نمیخواست بیام بیرون ولی یاد این افتادم که الان ما بین مردمیم
یوری: اهم اهم
کوک : ای وای اره پاک یادم رفته بود
و هردومون خندیدیم
کوک : امشب میای پیشم بمونی فردا باهم بریم سر کار
یوری: اره فکر خوبیه ولی نمیتونیم باهم بریم سر کار
کوک : چرا ؟
یوری : چون من میرم بیمارستان
کوک : چرا چیشده ؟؟
یوری : نگران نشو عزیزم من پزشکم
کوک : اوووووووو
یوری : اره جراحم
بچه ها من نمیتونستم از این بیشتر ادامه بدم
پهباده بالا سرمه هر لحظه ممکنه بزنه فعلا تا بعد
از زبان یوری
داشتم حرف میزدم که گوشیم زنگ خورد با دیدن اسم روش لبخندم پاک شد مربی دنسم یا بهتره بگم اکسم داشت بهم زنگ میزد جونهی
(هنوز جواب نداده)
یوری : من الان بر میگردم
جی کی : باشه فقط مراقب باش
جنی : فعلا
جوابشو دادم
یوری: چی میخوای
جونهی : اولا که سلام
یوری: ای درد ، چی میخوای
جونهی: میبینم که جایگزین برام پیدا کردی
یوری: ببین جونهی من تنها دلیلی که شمارتو نگه داشتم تو گوشیم اینه که برای مسائل کاری زنگ بزنی نه چیز دیگه ای
جونهی : خیلی خب فردا که اومدی کمپانی حالیت میکنم جایگزین کردن من چه عواقبی داره ؛ حتی اون مسائل کاری رو هم فراموش میکنی
یوری : منظورت چیه مرتیک...
قطع کرد
اشغال عوضیییییی
ولی واقعا فردا قراره چه بلایی سرم بیاد درسته که ایدل بودن قشنگه ولی خیلی ترسناکه خیلی خیلی ترسناک
با قیافه اشفته رفتم پیش کوکی
کوک : چرا قیافت گرفته اس ، تاکسیک بوی کی بود؟
اره تاکسیک بوی من اونو اینجوری سیو کرده بودم
یوری : هیچکس (با یه لبخند فیک)
کوک : باید بهت بگم که من از مخفی کاری و دروغ اصلا خوشم نمیاد و الان تو داری دقیقا تو اولین روزمون به من....
یوری : اکسم ، اون اک...سم بود
کوک: اون وقت چرا باید بهت زنگ بزنه ، اصلا چرا شمارشو هنوز داری؟
یوری : چون مربی دنس منه
کوک : هااا؟
یوری : اره خجالت کشیدم به بابام بگم که دخترت اسکل بوده با این بود
کوک : حواستو جمع کن ازش باشه
یوری : باشه
و یهو به خودم اومدم دیدم تو آغوش گرم جونگ کوکم دلم نمیخواست بیام بیرون ولی یاد این افتادم که الان ما بین مردمیم
یوری: اهم اهم
کوک : ای وای اره پاک یادم رفته بود
و هردومون خندیدیم
کوک : امشب میای پیشم بمونی فردا باهم بریم سر کار
یوری: اره فکر خوبیه ولی نمیتونیم باهم بریم سر کار
کوک : چرا ؟
یوری : چون من میرم بیمارستان
کوک : چرا چیشده ؟؟
یوری : نگران نشو عزیزم من پزشکم
کوک : اوووووووو
یوری : اره جراحم
بچه ها من نمیتونستم از این بیشتر ادامه بدم
پهباده بالا سرمه هر لحظه ممکنه بزنه فعلا تا بعد
- ۲۰.۰k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط