امشب بر شانه‌های دلم

امشب بر شانه‌های دلم

امشب بر شانه‌های دلم

کوله باری سنگینی می‌کند

کوله باری پر از دلتنگی

دلم می‌شکند زیر بار این همه دلتنگی

با پرهای شکسته باز سوی آسما‌ن‌ها می‌رود

می‌رود سوی ناشناختنی‌ها

شاید این بار در آن اوج

به معبودش رسد


💛 سَــمــفــونــی یاسین 💛

#دیار_دلها
دیدگاه ها (۳)

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

پرنسس ناخواسته

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط