پشت صحنه

پشت صحنه *

پشت صحنه *




بچه ها من یه چیزی فهمیدم اینکه فاکسی رو با یه ماشین کنترل میکردن و بقیه رباتا داخلشون ادم بوده یکی خودشون حرکت نمیکردن و اینجاست که باید بگیم این زندگی دگر جا ماندن نی
دیدگاه ها (۲)

میتونین تصور کنین تور بی‌تی‌‌اس همین الان چه ابعاد عظیمی دار...

خب سلامم یکم نشستم فکر کردم فهمیدم شماها هیچی درمورد زندگی ا...

پارت ۵۵

یه مشت روانیِ عقده‌ای که انقدر توی توهماتشون غرق شدن، توی تی...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

پارت ۳۳

آمده ام ، آمدنم بهر چه بودنه جدی ، متنفرم از اینکه دارم عمرم...

هفت آبان روز کوروش بزرگمن همیشه فکر می‌کنم اگه قرارهاز تاریخ...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

دهکده جادویی بانگو پارت ۱۲( پایان فصل اول )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط