{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صحبت بهیون با فن ایرانی

من نمی دونم چرا این رو دیدم خنده ام گرفت فکر کنم خنده ی عصبی بود واسم انگاری زیادی حرف هاشون سنگین بود راست می گن حقیقت تلخه یکی بیاد من رو اروم کنننههههه
دیدگاه ها (۲۳)

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

اول اینکه"🦌: من کنجکاوم که اوان در زندگی روزمره چه کارهایی ا...

🖤 پارت ۲۱ | «راز تهیونگ»تهیونگ وسط سالن ایستاده بود.لانا و ک...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

#سناریوموقعیت: وقتی از دستمون عصبانی‌ان و وقتی می‌خوایم از د...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۵آخرین دور، یکی از پسرها گفت: «حقیقت ...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط