{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۹ سال شد

۹ سال شد
۹ سالی که قهرمان زندگیم ستون خونه تمام زندگیم تنهام گذاشت
کاش هیچ وقت به اون خراب شده نمیرفتیم
کاش هیچ وقت اصرارت نمیکردم بابا 😭😭
یادته برای اخرین بار بغلم کردی گفتی همه اینا برای تو یادته هر وقت گریه میکردم سرمو میزاشتی رو سینت
بابا یادته وقتی صدات میکردم میگفتی جونم دختر بابا
بهم قول دادی هیچ وقت تنهام نمیزاری گفتی تا دخترمو عروس نکنم نمیرم
پس چرا رفتی 😭😭
حالا من کیو بغل کنم که بوی عطر تن تورو بده یه تیکه سنگ
با کی حرف بزنم بابا یه قبر
کیو صدا کنم بگه جانم دخترم
بابا ۹ سال حسرت اسم بابا رو دلم مونده
پاشو بابا زیاد خوابیدی
پاشو ببین دخترت بزرگ شده
پاشو بگو همه اینا یه خواب بود
پاشو بابا التماست میکنم قول میدم دیگه قهر نکنم لجبازی نکنم بابا من دیگه اون دختره ۱۲ ساله نیستم بزرگ شدم ۲۰ سالمه بابایی😭😭
پاشو بابا اونجا سرده تاریک

بابای پاشو دختر کوچولوت تنهاست 😭😭💔💔
دیدگاه ها (۷)

My uncle 2(part 1)

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

رمان دخت من

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜پارت۳(l...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p14 از اینکه اینجوری ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط