{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلاخره دارم با اتفاقایی که توی این چند وقت برام‌افتاد درک

بلاخره دارم با اتفاقایی که توی این چند وقت برام‌افتاد درکش میکنم :)
شبیه این میمونه که همه چی مثل یه پازلی بشه که آخرین قعطشو اشتباهی دور انداخته باشم ```
«چطور آدما آنقدر راحت از اتفاقایی که برای بقیه می‌تونه بشه بدترین اتفاق یا حتی به یادبودی ترینش بگذرن؟!‌»
میتونم گریه کردنو مثل خون روحمون توصیف کنم که چون مال جسممونه بیرنگه :)
دیدگاه ها (۱)

ترامپ در تروث: آخرین نیروهای آمریکایی از عراق خارج می‌شوند؛ ...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

My lovely neighbor part : 60

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

چند پارتی هیونجین 🙂💙پارت 3💙هیونجین: اوو درسته... راستش با تو...

#part21....رستافرود امدم رفتیم سریع سوارماشین شدیموحرکت کردی...

# دلهره part 56_ من میرم تو هم بشین با مادرت صحبت کن _ باشه ...

ما کنار داروخونمون یه بیمارستان خیلی بزرگه.این بیمارستان بیم...

دنیای شیاطین پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط