لم

***لم

به او بگوید بعداز او هیچ کس را به اندازه او
دوست نداشتم .
میدانم توان برگشت ندارد
اما همین که بداند کافیست مرا
🧡💚
دیدگاه ها (۰)

سناریو استری کیدز

پارت ۸ (آخر)شوگا: راستش اولین باری که دیدمت خیلی رو مخ ام بو...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

دوستی‌ها را چون گنجی پنهان پاس بدار و بگذار دوستانت همیشه اح...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت دوم: خورشیدِ خانه برای دیگرانسوجون در سالن پذیرایی روی ...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط