پدر‌ از تو چه پنهان چند روزیست حالم خوش نیست

"پدر"‌ از تو چه پنهان چند روزیست حالم خوش نیست .

"پدر"‌ از تو چه پنهان چند روزیست حالم خوش نیست .
دست دلم به زندگی نمی رود.
زندگی که تو در هیچ کدام از فصل های تقویمش نیستی به دردِتماشا نمی خورد .
کاش می شد تمامش را در بقچه ای ببیچم و به فروشنده دوره گردی بدهم و به جایش کمی فریاد بگیرم .
من خیلی وقت است صدایم در گلو دق کرده .فریادی بلند می خواهم از ته دل
که با آن نام تو را در گوش کوچه پس کوچه های شهر جار بزنم .
شاید که برگردی ....

دلتنگتم 🥀😔
دیدگاه ها (۲)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

007-پنهان در مه - پارت ۷۹

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

🥺💔 وقتی می‌فهمی نصف موهای سفیدش،به خاطر غصه‌های تو سفید شده....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

رمان هفتمین سایه

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

{محکوم به لمس } part ۳ 杂交种 .. 18 سال بعد ....بیرون آمدن برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط