pastilm

@pastilm

گمـان میکنـم ‌#تُــــو؛
بـایـد یکـی از شـاهـرگ هـایـم بـاشـی،
کـه دوسـت داشتنـت بنـد نمـی آیـد…!
عجیـب اسـت اینقـدر دوستـت دارم،
بـی دلیـل و بـی منطـق...!
آخـر آدمـی بـه وقـت عـاشقـی تپـش قلبـش،
بـه ریتـم نفـس هـای معشـوقـه اش میـزنـد ...
چشمـانـش چیـزی را نمـی بینـد و گـوش هـایـش،
فقـط از اسـم یـارش پـر مـی شـود...!
دوسـت داشتـن عجـب عـالمـی دارد!!‌            

#هیچکـس‌بـه‌مـن‌حسـي‌کـه‌طُ‌بهـم‌میـدي‌رو‌نمیـده❤
  

‌‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‎‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍
دیدگاه ها (۱)

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

☆فرشته☆ چشمانش از گریه سرخ و باد کرده بود و با همین چشمای سر...

پرنسس ناخواسته

بسم اللهیکی از فضیلت‌های کمتر دیده‌شده در ، نرمال‌بودن است؛ ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

{محکوم به لمس } part ۱۳ 杂交种نگاهی به لباس عروسش انداخت لحنش ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

The last partاز ماشین پیاده شدیم و دست همو محکم گرفتیم.. شرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط