چند پارتی برادر سختگیر و وحشی من

چند پارتی برادر سختگیر و وحشی من...

p15

خواست دوباره شروع به بوسیدنش کنه که تهیونگ سرشو گرفت
ته: باشه باشه فهمیدم بهترین برادر دنیام حالا ولم کن
ا.ت: ممنون ممنون ممنون ممنوننننن(تنددد)

تهیونگ ناخواسته لبای ا،تو بوسید نمی‌دونست از شدت کیوتیش بوسیدش یا میخواست خفش کنه که اینقدر جیغ و داد نکنه و انگار ا.ت راضی بود...فضا کم کم اروم شد و اون دوتا بدون داشتن هیچ رابطه ای همو میبوسیدن تا اینکه ا.ت به خودش امد و تهیونگو بغل کرد
ا.ت: حالا پاشو وسایلتو جمع کن
ته: باشه اگه از روم بلند شی چشم

ا.ت ناخواسته سرشو تو گردن ته برد و سیب گلوی پسرو بوسید که نفس تهیونگ یه دقیقه بند امد ولی نخواست ضایع کنه پست ا،تی که عین کنه بهش چسبیده بود رو رو زمین گذاشت و رفت توی اتاقش و ا.ت هم تا لحظه اخر نگاهش کرد خودش رفت تو اتاق


تهیونگ ویو
صبر کن....من جدی دارم لباسامو جمع میکنم باهاش برم؟
یعنی چی؟
ولی انگار یه مشکلی هست....کدوم برادر خواهری با هم کیس میرن؟ کدوم برادری لبای خواهرشو میبوسه؟کدوم خواهری گردن برادرشو میبوسه؟
چرا به لذت خاص داشت؟چرا حس ارکم شون بهم داد چرا وقتی منو میبوسه برای یه بار احساس میکنم که تو دنیا تنها نیستم؟احساس کردم تنها نیستم...یعنی چی؟

ا.ت: تهیونگ حالت خوبه
ته: چ...چی؟
ا.ت: دستتو گذاشتی رو قلبت

به خودم نگاه کردم...درست میگفت دستم رو قلبم بود
ته: نه چیزی نیس
ا.ت ویو
امدم بگم من وسایلم جمع شد
از جام بلند شدم و پشت سرمن خاروندم و بهش نزدیک شدم جوری که یه سانت باهاش فاصله داشتم و از بالا بهش نگاه میکردم
ته: ب..بیا مال منم جمع کن
ا.ت: چرا من؟
ته: فقط تیشرتا موندن با ادکلنا

کنارش زدم و رفتم توی حموم و لباسامو کندم و یه راست رفتم زیر دوش آب یخ....قلبم داشت از سینم بیرون میزد گرمای بدنم به حد بی نهایت رسیده بود....به قد خودم نگاه کردم ا.ت تا کجای من بود؟فک کنم تا زیر سینم نه؟
ا.ت یکمم صورتش به من شبیه نبود ولی خیلی جذابیم هر جفتمون چطوری میشه؟
یکی زدم تو گوش خودم

ته: تهیونگ! به چی داری فک میکنی؟قد و چهره اونو با خودت میسنجی که چی بشه؟اصلا چرا با خودت ؟ چرا سنجش؟!چرا دستت رو قلبت بود پسره عوضی چته تو؟....نکنه عاشق شدی

قهقه‌ای زدم و سرپو جلو وردم تو چشمای خودم نگاه کرد و دوباره پرسیدم
ته: عاشق شدی؟!!...ا.ت رو دوست داری؟!!
...

ا.ت ویو
من وسایلاشو جمع کنم من براش غذا درست کنم من لباس براش بیارم ازش خواهش کنم بزاره بچرخم
مگه من کلفتشم؟مگه زیر دستشممممممم
حاج آقا از حموم امده جلوم وایساده میگه ازت خوشم نمیاد...خو به من چه اگه از من بدت میاد خو ولم کن برم بعد الان صدام میزنه براش آب بیارم؟خدایا منو از رو این کره خاکی بردار

ا.ت: بیا بگیر آبو
ته: اح گرمه
ا.ت: خفه شو داری سرما میخوری
ته: کی تو...

50💋💜🌚
we have a rael kiss in pool
دیدگاه ها (۱۴)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو سانزو پارت ۱

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

چند پارتیــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهــ...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط