نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی نوشتم به کسانی که

[ نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که

[ نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که
دوستشان دارم فکر می‌کنم، به لبخندشان به صدایشان !
نوشته بود وقتی کم می‌آوری، چطور دوباره ادامه می‌دهی؟ نوشتم
ادامه نمی‌دهم، شکست را می‌پذیرم و از اول شروع می‌کنم، نوشته‌
بود وقتی دلت گریه بخواهد چطور صورتت را خشک نگه می‌داری؟
نوشتم ادب علاقه همین است، گریه به درون خنده به بیرون، مباد
که کسی را غصه‌دار کنی، نوشته‌ بود جهان ساکت خلوت خسته‌ات
نکرده‌است؟ نوشتم پناه ببر از ازدحام بیهوده‌ی صداها، به آن صدای
گرم مهربان که نام کوچکت را به شعر مبدل می‌کند، حتی اگر هرگز
صدایت نکرده‌ باشد، نوشته‌ بود کسی را چنان دوست داری که
برایش بجنگی؟ نوشتم از جنگها برگشته‌ام، با زخمها و موی سپید،
و یاد گرفته‌ام صبور باشم و به تماشا قانع !
نوشته‌ بود شب بخیر، خواستم بنویسم کدام شب به خیر گذشته؟
دیدم کلمه‌ای نوشته و رد شده بی آن که در قید معنایش باشد،
نوشتم دوستت دارم و رد شدم، بی آن که در قیدِ معنایش باشم !🦋 ]

_ حمید سلیمی

•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۱۱)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

The Last Shadow

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

رمان انتقام ازدواج کامل

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟏 🎀💌𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینو برای من نوش...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

### 💗 قولی که شکستیساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای باز ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط